کانون فرهنگی مسجدجامع ممرآباد

پرچمدارفرهنگ و شورنشاط در روستا

کانون فرهنگی مسجدجامع ممرآباد

پرچمدارفرهنگ و شورنشاط در روستا

کانون فرهنگی مسجدجامع ممرآباد

وبسایت روستای ممــرآباد
روستای ممرآباد در 4 کلیومتری جنوب غرب شهرستان کاشمر ( استان خراسان رضوی ) واقع شده است. این روستا از طرف غرب به روستای عشرت آباد ، سمت جنوب به روستای شوکتیه ، از سمت شرق به روستای مغان و از سمت شمال به روستای هندآباد منتهی می شود.
مجمع فرهنگی ممرآبادبصورت یکپارچه و متحد باحضور آقایان و بانوان متشکل از اعضای محترم بسیج - شورای اسلامی - دهیاری - شورای ورزش - هیئت امنای مسجد و روحانیت محترم در قالب کانون فرهنگی روستا فعال میباشند.

مدیر سایت :
رضاطاهری ممرآبادی
09105765428

بایگانی
پیوندها
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

آخرین مطالب

همایش پیاده روی خانوادگی
   پیاده روی خانوادگی با حضور تمامی مردم باصفای روستا ( زن و مرد - پیر و جوان )

   مسیر : از مقابل دفتر دهیاری روستا تا آرامگاه شهید مدرس

     زمان :  سحرگاه روز جمعه 93/06/21 

      همراه با صرف صبحانه در محل آرامگاه و اهدای جوایز نفیس

      باحضور مسئولین اداری و ورزشی شهرستان کاشمر

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر تماس بگیرید:

علی ذوقی   09158526514

حبیب فرزانه  09364515636

مجیدنصیری  09156117077

رضاطاهری  09105765428

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۹۳ ، ۱۹:۳۰
رضا طاهری
گزارش دوم از سطح روستا
فوت وال : !!

روزگاری نه چندان دور ورزش روستا و بخصوص فوتبال در اوج بالندگی به سر میبرد...

شورای ورزش باتمام وجود فعالیت میکرد و علاوه بر ورزش در کارهای فرهنگی نیز سرآمد بودیم...

امروز نه تنها فوتبال به خواب عمیق فرو رفته بلکه جوانهایی که به قولی فوتبالی بودند ، به والیبال روی آوردند که

خود این نیز جای کلی بحث و سوال دارد.

وضعیت نابسامان رختکن زمین فوتبال ، درماندگی و انحلال شورای ورزش ، بلاتکلیفی جوانان و نوجوانان 

وضعیت ناهنجار زمین والیبال و ... دل هر ورزشکار و ورزش دوستی را به درد میآورد..

                        

                      http://s5.picofile.com/file/8138350126/SAM_8517.JPG

به اتفاق آقایان ذوقی و فرزانه ( عضو شورا و دهیار روستا ) به محل بازی والیبال رفتیم.

زمینی که در انتهای روستا واقع شده و متعلق به شخصی حقیقی میباشد که هر روز امکان دارد عذر بچه ها را بخواهد.!!

حضور برخی چهره ها که زمانی بهترین بازیکنان فوتبال بودند و در کنار انها افرادی که حضورشان در میدان ورزش باعث خوشحالی ست...

در نگاه اول بابت فعالیت ورزشی این عزیزان خیلی خوشحال میشویم اما حقیقتا اینگونه پرداختن به ورزش در شان و منزلت روستای ما نیست...

 

                              http://s5.picofile.com/file/8138350200/SAM_8520.JPG

 

بچه ها با دیدن دوربین ما و حضور همراهیان کلی خوشحال شدند ...

همان جا از علی آقا و آقا حبیب قول گرفتم که در اسرع وقت با همراهی و همکاری خود بچه ها به وضعیت ورزش روستا در سطح مدیریتی و سروسامان دادن به وضعیت فعلی ، رسیدگی کنند.

 

                                   http://s5.picofile.com/file/8138350300/SAM_8523.JPG

 

جلسه با معتمدین :

چندروز قبل در نشستی که با علی آقا و دهیار و مجید نصیری داشتیم ، درباره وضعیت شورونشاط مردم کلی بحث کردیم...

همگی اذعان داشتیم که مردم و بخصوص خانواده ها باتوجه به ایام کار وتلاش (کشاورزی و دامداری ) نیاز به تفریح و ورزش دارند.

هرکدام از ما طرحی ارائه کردیم که ازبین ما مجید یه طرح جالب پیشنهادداد.

طرح همایش پیاده روی خانوادگی تمام مردم روستا.....

فورا تصمیم گرفتیم جهت ارائه این برنامه با تعدادی از افراد معتمد روستا جلسه ای بگذاریم.

بنابراین آقایان : محمد قلی عابدی - محمدغفاری - حمزه عابدی - اکبربیگی - رضا شفیعی - کاظم ملازاده - حجت حسین نژاد و علی الهی  به جلسه دعوت شدند.

همگی نظر مساعد و آمادگی خود راجهت اجرای این طرح اعلام کردند .

 

                               http://s5.picofile.com/file/8138343868/SAM_8593.JPG

 

مقرر گردید از فردای آن شب هماهنگی های لازم با فرمانداری - شهرداری - نیروی انتظامی و اداره ورزش به عمل آید.

کتابخانه :

روزگاری کتابخانه محل تجمع صدها جوان و نوجوان بود...

روزانه افراد زیادی جهت به امانت گرفتن کتاب به ما مراجعه میکردند

علاوه بر ارائه کتب ، هرکسی که دوست داشت به بازی تنیس و فوتبال دستی وشطرنج مشغول بود و برخی شبها نمایش فیلم داشتیم...

اما امروز تمام آن مجموعه فرهنگی در یک اتاق تاریک و نمور تلنبار شده و هیچکس بهره ای از ان نمیبرد..

اشکم سرازیر شد و یاد آن روزها افتادم که بابت تهیه کتاب تا مشهد میرفتیم...

برای گرفتن میز تنیس و فوتبال دستی چه زحمتها که کشیده نشد...

 

                                   http://s5.picofile.com/file/8138343676/SAM_8581.JPG

 

آن روزها بدون هیچگونه بودجه ای همه روزه مسیر بین روستا و جهاد کشاورزی و اداره ترویج را طی میکردیم تا بتوانیم امکاناتی برای روستا بگیریم...

بغض گلویم را می آزارد و طاقت دیدن چنین وضعیتی را ندارم...

راست میگویند که :

وقتی دندان هست نان نیست و زمانیکه نان هست دندان نیست...

شکر خدا امروز با وجود کانون مساجد و بودجه و امکانات سخت افزاری  که در طول سال عایدش میشود

بایستی وضعیت فرهنگی روستا در تمام کشور جلوه داشته باشد.

کاش آن روز بیاید..

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۹۳ ، ۱۹:۳۰
رضا طاهری
مژده به هم ولایتی های عزیز
 با پیگیریهای به عمل آمده ، به زودی وبلاگ روستا به سایت تبدیل خواهد شد.

امید است بتوانیم در راستای ایجاد شور ونشاط در بین هم ولایتی های عزیز ، وبا کمک تمامی دوستان و دلسوزان و افراد تحصیلکرده ، در این راه به موفقیت برسیم.

                                                                         منتظر آدرس جدید ما باشید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ شهریور ۹۳ ، ۱۹:۳۰
رضا طاهری
اولین گزارش تصویری از روستا
در بدو ورود متوجه شدم که آب شرب روستا قطع شده و مردم در صف تهیه آب هستند !!

درست در اوج گرمای تابستان و همچنین فصل چیدن انگور و صیفی جات ، فقدان آب شرب خیلی خیلی سخت خواهد بود.

گذشته از این ، عدم دسترسی به کولر و حمام مزید برعلت خواهدبود.

                     http://s5.picofile.com/file/8136957718/SAM_8499.JPG

به محل کانون مسجد رسیدم که علی نوری منتظرم بود و در ادامه علی ذوقی هم به ما ملحق شد.

حدود یک ساعت درباره موضوعات مختلف حرف زدیم. محل کانون فوق العاده کوچک بود...

بخصوص درباره وضعیت وبلاگ و ارتقاء آن و همچنین وضعیت اوقات فراغت جوانان و نوجوانان...

                               http://s5.picofile.com/file/8136957776/SAM_8500.JPG

هوا کمی منقلب شد و گرد و غبار راه افتاد.

به همین دلیل نتوانستم به محل بازی والیبال بروم.

اما سری به پارک نیمه کاره کنار مسجد رفتیم که به گفته علی ذوقی تاکنون 25 میلیون تومان هزینه داشته و برای کامل شدنش و خرید وسایل بازی کودکان حدودا همین مبلغ را نیاز دارند.

نکته جالب توجه احداث این پارک در کنار سرو کهنسال بود که این نماد تاریخی را از تنهایی درآورده بود.

                                    http://s5.picofile.com/file/8136958026/SAM_8507.JPG

                              http://s5.picofile.com/file/8136957900/SAM_8503.JPG

                         http://s5.picofile.com/file/8136957942/SAM_8506.JPG

                    

دوست داشتم از چهره های ماندگار روستا ( خادمین ) تصویر تهیه کنم که در محل کانون و مسجد چیزی پیدا نکردم.

فقط تصویر روحانی قدیم روستا مرحوم حاج آقای الله دادی رو  مشاهده کردم.

                                         http://s5.picofile.com/file/8136957818/SAM_8502.JPG

 

سر آخر هم عکسی از اولین محل و مکان کتابخانه روستا در دهه 60 گرفتم.

http://s5.picofile.com/file/8136958068/SAM_8512.JPG

اینجا باقیمانده همان تک اتاقی هست که محل کتابخانه و امور فرهنگی روستا به حساب میامد.

یادش بخیر توهمین اتاق هم گروه سرود تمرین میکرد هم گروه تئاتر !!!

برای جشنواره روستاییان به میزبانی شهر شیروان ، آماده میشدیم...

فکر کنم سال 67یا 68 بود ..

توی گروه سرود افرادی همچون حسن اکرامی - علی اکبراکرامی - حسین اکرامی - اکبر بخشی - محسن عباسپور - حبیب فرزانه - علی ذوقی - رضاطاهری و حسین مرادی حضور داشتند. نوازنده موزیک هم آقای هادی ازکاشمر بودند.

توی گروه تئاتر هم حجت بشیری و مرحوم حسین بیانی حسین حمیدی علی اکبر روزبه کار میکردند.

البته افراد دیگری هم بودند که قاعدتا حضور ذهن ندارم...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ شهریور ۹۳ ، ۱۹:۳۰
رضا طاهری
روستا و قنات
قنات چیست ؟

راهی زیرزمینی که آب در آن جریان می یابد.کانالی که درعمق زمین برای ارتباط دادن رشته چاههایی که از چاه مادر بمنظور هدایت آب به سطح زمین و مدیریت آن برای کشاورزی وسایر مصارف ، سرچشمه میگیرد.

این کانال ممکن است تا رسیدن به سطح زمین هزاران متر بطول بینجامد و سرانجام آب این کاریز برای شرب و کشت وکار روی زمین میاید که به این محل دهانه کاریز یا سرقنات میگویند.

تاریخچه قنات :

بسیاری از پژوهشگران تاریخ حفر قنات را به دوره هخامنشی نسبت میدهند که  بنابر مطالب شاهنامه و اوستا ، هوشنگ مخترع آن بوده و جمشید نیز مخترع شمشیر و بیل و ادوات کشاورزی بوده است. 

درحال حاضر 40هزار قنات فعال در ایران و استانهای خراسان -فارس وکرمان وجوددارد.

وسایل مورد نیاز برای حفر قنات :

چرخ چاه

دلو

کلنگ و بیلچه

طناب

چراغ روغنی یا کارپیتی

و یک گروه 5 نفره بنام مقنی

*******************************

وضعیت قنات در روستای ممرآباد:

مهمترین دلیل ایجاد و شکل گیری روستای ممرآباد وجود یک رشته قنات بوده که متاسفانه در حال حاضر کاملا خشک شده است.

باتوجه به اینکه شغل اصلی مردم کشاورزی بوده ، وجود قنات جزو الزامی ترین عامل رونق کشاورزی به حساب میامد.

بعد از کشاورزی ، دامداری و قالی بافی جزو شغل های مهم به شمار میامده است.

در زمانهای نه چندان قدیم ، بزرگترهای روستا همچون مرحوم غفاری ، مرحوم عشرتی و مرحوم استاد علی اکبر نصیری جزو زح .btnhtml {height:22px;background-color: #E8F1F4;background-repeat:no-repeat;background-position:center center;border: 1px solid #E8F1F4; margin: 0; padding:0px; } .btnOver {height:22px;background-color: #FFFFFF;background-repeat:no-repeat;background-position:center center; border: 1px solid #FFFFFF;margin: 0; padding:0px; } .btnDown { height: 22px; border: 1px solid buttonhighlight;background-repeat:no-repeat;margin: 0; padding:0px; background-color: buttonhighlight; } .btnNA { height: 22px; border: 1px solid buttonface;margin: 0; padding:0px; filter: alpha(opacity=25); } .cMenu { background-color: threedface; color: menutext; cursor: Default; font-family: MS Sans Serif; font-size: 8pt; padding: 2 12 2 16; }.cMenuOver { background-color: highlight; color: highlighttext; cursor: Default; font-family: MS Sans Serif; font-size: 8pt; padding: 2 12 2 16; }.cMenuDivOuter { background-color: threedface; height: 9 }.cMenuDivInner { margin: 0 4 0 4; border-width: 1; border-style: solid; border-color: threedshadow threedhighlight threedhighlight threedshadow; } مت کشان و احیاکنندگان قنات بوده اند.

تازمانی که مرحوم غفاری درقید حیات بودند ، افراد زیادی همه روزه در حال زه کشی چاههای قنات بودند تا جاییکه افرادی به سن و سال ما ، همه روزه با دوچرخه مسیر روستا تا شهر را رکاب میزدیم وبه مدرسه میرفتیم

شاهد فعالیت این افراد در کنار جاده و سرچاهها بودیم.

در حالیکه همچنان قناتهای روستای قوژد و مغان فعال میباشد اما قنات ممرآباد به دلیل سهل انگاری و عدم پیگیریهای لازم ، کاملا خشک شده است.

هرچند پس از سالها بی آبی ، از سال گذشته مردم روستا (با مدیریت فرزندان مرحوم غفاری ) یک حلقه چاه آب از داخل شهر را اجاره نموده اند

اما همچنان که از نامش پیداست ، این آب استیجاری بوده و کافیست در سال بعد ، عده ای متمول تر پیدا شده و آن را به قیمتی بالاتر اجاره نمایند

در این صورت یا بایستی قیمت را بالا ببریم یا اینکه قید آب را زده و حسرت آن همه هزینه لوله کشی و ... به دل داشته باشیم.

کاش مدیریت و دلسوزی مرحوم غفاری و تلاش وپشتکار مرحوم اوس علی اکبر نصیری ، در وجود ما هم بود ...!!

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۳ ، ۱۹:۳۰
رضا طاهری
اردوی تفریحی -زیارتی کانون فرهنگی هنری شهدا
تعداد زیادی ازاعضای کانون به همراه شوراو دهیاری روستا وتعدادی از فعالان مسجد در یک اردوی تفریحی -زیارتی در روزسه شنبه14/05/1393 ازساعت 7صبح تا۵/۹شب که ازطرف کانون فرهنگی هنری شهدای مسجد جامع روستای ممرآباد برگزارشد شرکت کردند این اردو که درمحل پادگان قدس برگزار شدشامل برنامه های تفریحی متنوعی مانند خواندن زیارت پرفیض زیارت عاشورا -صرف صبحانه -شنا -نماز جماعت به امامت حاج اقای رسولی -صرف نهاروبرنامه های متنوع دیگر بود ودر پایان بعداز اقامه نماز مغرب وعشا درمحل امامزاده سیدمرتضی وزیارت آن امامزاده عزیز به روستا برگشتند .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مرداد ۹۳ ، ۱۹:۳۰
رضا طاهری
روز پدر مبارک
اس ام اس روز پدر - ولادت حضرت علی علیه السلام مبارک باد

ذکر من، تسبیح من، ورد زبان من علی است

جان من، جانان من، روح و روان من علی است

تا علی (ع) دارم ندارم کار با غیر علی

شکر لله حاصل عمر گران من علی است

روز ولادت حضرت علی (ع )و روز پدر گرامی باد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۹:۳۰
رضا طاهری
نوروز/نوشته ی دکتر علی شریعتی

 

سخن تازه از نوروز گفتن دشوار است. نوروز یک جشن ملی است، جشن ملی را همه می شناسند که چیست نوروز هر ساله برپا می شود و هر ساله از آن سخن می رود. بسیار گفته اند و بسیار شنیده اید پس به تکرار نیازی نیست؟ چرا هست. مگر نوروز را خود مکرر نمی کنید؟ پس سخن از نوروز را نیز مکرر بشنوید. در علم و و ادب تکرار ملال آور است و بیهوده «عقل» تکرار را نمی پسندد: اما «احساس» تکرار را دوست دارد، طبیعت تکرار را دوست دارد، جامعه به تکرار نیازمند است و طبیعت را از تکرار ساخته اند: جامعه با تکرار نیرومند می شود، احساس با تکرار جان می گیرد و نوروز داستان زیبایی است که در آن طبیعت، احساس، و جامعه هر سه دست اندرکارند.

نوروز که قرن های دراز است بر همه جشن های جهان فخر می فروشد، از آن رو هست که این قرارداد مصنوعی اجتماعی و یا بک جشن تحمیلی سیاسی نیست. جشن جهان است و روز شادمانی زمین و آسمان و آفتاب و جشن شکفتن ها و شور زادن ها و سرشار از هیجان هر «آغاز». جشن های دیگران غالباً انسان را از کارگاه ها، مزرعه ها، دشت و صحرا، کوچه و بازار، باغها و کشتزارها، در میان اتاق ها و زیر سقف ها و پشت درهای بسته جمع می کند: کافه ها، کاباره ها، زیر زمین ها، سالن ها، خانه ها ... در فضایی گرم از نفت، روشن از چراغ، لرزان از دود، زیبا از رنگ و آراسته از گل های کاغذی، مقوایی، مومی، بوی کندر و عطر و ... اما نوروز دست مردم را می گیرد و از زیر سقف ها و درهای بسته فضاهای خفه لای دیوارهای بلند و نزدیک شهرها و خانه ها، به دامن آزاد و بیکرانه طبیعت می کشاند: گرم از بهار، روشن از آفتاب لرزان از هیجان آفرینش و آفریدن، زیبا از هنرمندی باد و باران، آراسته با شکوفه، جوانه، سبزه و معطر از بوی باران، بوی پونه، بوی خاک، شاخه های شسته، باران خورده، پاک ...

نوروز تجدید خاطره بزرگی است: خاطره خویشاوندی انسان با طبیعت. هر سال آن فرزند فراموشکار که، سرگرم کارهای مصنوعی و ساخته های پیچیده خود، مادر خویش را از یاد می برد، با یادآوری وسوسه آمیز نوروز به دامن وی باز می گردد و با او، این بازگشت و تجدید دیدار را جشن می گیرد. فرزند در دامن مادر، خود را باز می یابد و مادر، در کنار فرزند و چهره اش از شادی می شکفد اشک شوق می بارد فریادهای شادی می کشد، جوان می شود، حیات دوباره می گیرد. با دیدار یوسفش بینا و بیدار می شود.

تمدن مصنوعی ما هر چه پیچیده تر و سنگین تر می گردد، نیاز به بازگشت و باز شناخت طبیعت را در انسان حیاتی تر می کند و بدین گونه است که نوروز بر خلاف سنت ها که پیر می شوند فرسوده و گاه بیهوده رو به توانایی می رود و در هر حال آینده ای جوان تر و درخشان تر دارد، چه نوروز را ه سومی است که جنگ دیرینه ای را که از روزگار لائوتسه و کنفوسیوس تا زمان روسو و ولتر درگیر است به آشتی می کشاند. نوروز تنها فرصتی برای آسایش، تفریح و خوشگذرانی نیست: نیاز ضروری جامعه، خوراک حیاتی یک ملت نیز هست. دنیایی که بر تغییر، تحول، گسیختن، زایل شدن، در هم ریختن و از دست رفتن بنا شده است، جایی که در آن آنچه ثابت است و همواره لایتغیر و همیشه پایدار، تنها تغییر است و ناپایداری، چه چیز می تواند ملتی را، جامعه ای را، در برابر ارابه بی رحم زمان – که بر همه چیز می گذرد و له می کند و می رود هر پایه ای را می شکند و هر شیرازه ای را می گسلد – از زوال مصون دارد؟

هیچ ملتی یا یک نسل و دو نسل شکل نمی گیرد: ملت، مجموعه پیوسته نسل های متوالی بسیار است، اما زمان این تیع بیرحم، پیوند نسل ها را قطع می کند، میان ما و گذشتگانمان، آنها که روح جامعه ما و ملت ما را ساخته اند، دره هولناک تاریخ حفر شده است قرن های تهی ما را از آنان جدا ساخته اند : تنها سنت ها هستند که پنهان از چشم جلاد زمان، ما را از این دره هولناک گذر می دهند و با گذشتگانمان و با گذشته هایمان آشنا می سازند. در چهره مقدس این سنت هاست که ما حضور آنان را در زمان خویش، کنارخویش و در «خود خویش» احساس می کنیم حضور خود را در میان آنان می بینیم و جشن نوروز یکی از استوارترین و زیباترین سنت هاست.

در آن هنگام که مراسم نوروز را به پا می داریم، گویی خود را در همه نورزهایی که هر ساله در این سرزمین بر پا می کرده اند، حاضر می یابیم و در این حال صحنه های تاریک و روشن و صفحات سیاه و سفید تاریخ ملت کهن ما در برابر دیدگانمان ورق می خورد، رژه می رود. ایمان به اینکه نوروز را ملت ما هر ساله در این سرزمین بر پا می داشته است، این اندیشه های پر هیجان را در مغز مان بیدار می کند که: آری هر ساله حتی همان سالی که اسکندر چهره این خاک را به خون ملت ما رنگین کرده بود، در کنار شعله های مهیبی که از تخت جمشید زبانه می کشید همانجا همان وقت، مردم مصیبت زده ما نوروز را جدی تر و با ایمان سرخ رنگ، خیمه بر افراشته بودند و مهلب خراسان را پیاپی قتل عام می کرد، در آرامش غمگین شهرهای مجروح و در کنار آتشکده های سرد و خاموش نوروز را گرم و پر شور جشن می گرفتند.

تاریخ از مردی در سیستان خبر می دهد که در آن هنگام که عرب سراسر این سرزمین را در زیر شمشیر خلیفه جاهلی آرام کرده بود از قتل عام شهرها و ویرانی خانه ها و آوارگی سپاهیان می گفت و مردم را می گریاند و سپس چنگ خویش را بر می گرفت و می گفت: " اباتیمار : اندکی شادی باید " نوروز در این سال ها و در همه سال های همانندش شادی یی این چنین بوده است عیاشی و «بی خودی» نبوده است. اعلام ماندن و ادامه داشتن و بودن این ملت بوده و نشانه پیوند با گذشته ای که زمان و حوادث ویران کننده زمان همواره در گسستن آن می کوشیده است.

نوروز همه وقت عزیز بوده است؛ در چشم مغان در چشم موبدان، در چشم مسلمانان و در چشم شیعیان مسلمان. همه نوروز را عزیز شمرده اند و با زبان خویش از آن سخن گفته اند. حتی فیلسوفان و دانشمندان که گفته اند "نوروز روز نخستین آفرینش است که اورمزد دست به خلقت جهان زد و شش روز در این کار بود و ششمین روز ، خلقت جهان پایان گرفت و از این روست که نخستین روز فروردین را اهورمزد نام داده اند و ششمین روز را مقدس شمرده اند.

چه افسانه زیبایی زیباتر از واقعیت راستی مگر هر کسی احساس نمی کند که نخستین روز بهار، گویی نخستین روز آفرینش است. اگر روزی خدا جهان را آغاز کرده است. مسلماً آن روز، این نوروز بوده است. مسلماً بهار نخستین فصل و فروردین نخستین ماه و نوروز نخستین روز آفرینش است. هرگز خدا جهان را و طبیعت را با پاییز یا زمستان یا تابستان آغاز نکرده است. مسلماً اولین روز بهار، سبزه ها روییدن آغاز کرده اند و رودها رفتن و شکوفه ها سر زدن و جوانه ها شکفتن، یعنی نوروز.

بی شک، روح در این فصل زاده است و عشق در این روز سر زده است و نخستین بار، آفتاب در نخستین روز طلوع کرده است و زمان با وی آغاز شده است.

اسلام که همه رنگ های قومیت را زدود و سنت ها را دگرگون کرد، نوروز را جلال بیشتر داد، شیرازه بست و آن را با پشتوانه ای استوار از خطر زوال در دوران مسلمانی ایرانیان، مصون داشت. انتخاب علی به خلاف و نیز انتخاب علی به وصایت، در غدیر خم هر دو در این هنگام بوده است و چه تصادف شگفتی آن همه خلوص و ایمان و عشقی که ایرانیان در اسلام به علی و حکومت علی داشتند پشتوانه نوروز شد. نوروز که با جان ملیت زنده بود، روح مذهب نیز گرفت: سنت ملی و نژادی، با ایمان مذهبی و عشق نیرومند تازه ای که در دل های مردم این سرزمین بر پا شده بود پیوند خورد و محکم گشت، مقدس شد و در دوران صفویه، رسماً یک شعار شیعی گردید، مملو از اخلاص و ایمان و همراه با دعاها و اوراد ویژه خویش، آنچنان که یک سال نوروز و عاشورا در یک روز افتاد و پادشاه صفوی آن روز را عاشورا گرفت و روز بعد را نوروز. نوروز--این پیری که غبار قرن های بسیار بر چهره اش نشسته است--در طول تاریخ کهن خویش، روزگاری در کنار مغان، اوراد مهر پرستان را خطاب به خویش می شنیده است پس از آن در کنار آتشکده های زردشتی، سرود مقدس موبدان و زمزمه اوستا و سروش اهورامزدا را به گوشش می خوانده اند از آن پس با آیات قرآن و زبان الله از او تجلیل می کرده اند و اکنون علاوه بر آن با نماز و دعای تشیع و عشق به حقیقت علی و حکومت علی او را جان می بخشند و در همه این چهره های گوناگونش این پیر روزگار آلود، که در همه قرن ها و با همه نسل ها و همه اجداد ما، از اکنون تا روزگار افسانه ای جمشید باستانی، زیسته است و با همه مان بوده است ، رسالت بزرگ خویش را همه وقت با قدرت و عشق و وفاداری و صمیمیت انجام داده است و آن، زدودن رنگ پژمردگی و اندوه از سیمای این ملت نومید و مجروح است و در آمیختن روح مردم این سرزمین بلاخیز با روح شاد و جانبخش طبیعت و عظیم تر از همه پیوند دادن نسل های متوالی این قوم که بر سر چهار راه حوادث تاریخ نشسته و همواره تیغ جلادان و غارتگران و سازندگان کله منارها بند بندش را از هم می گسسته است و نیز پیمان یگانگی بستن میان همه دل های خویشاوندی که دیوار عبوس و بیگانه دوران ها در میانه شان حایل می گشته و دره عمیق فراموشی میانشان جدایی می افکنده است. و ما در این لحظه در این نخستین لحظات آغاز آفرینش نخستین روز خلقت، روز اورمزد، آتش اهورایی نوروز را باز بر می افروزیم و درعمق وجدان خویش، به پایمردی خیال، از صحراهای سیاه و مرگ زده قرون تهی می گذریم و در همه نوروزهایی که در زیر آسمان پاک و آفتاب روشن سرزمین ما بر پا می شده است با همه زنان و مردانی که خون آنان در رگ هایمان می دود و روح آنان در دل هایمان می زند شرکت می کنیم و بدین گونه، بودن خویش، را به عنوان یک ملت در تند باد ریشه برانداز زمان ها و آشوب گسیختن ها و دگرگون شدن ها خلود می بخشیم و در هجوم این قرن دشمنکامی که ما را با خود بیگانه ساخته و خالی از خوی برده رام و طعمه زدوده از شخصیت این غرب غارتگر کرده است، در این میعاد گاهی که همه نسل های تاریخ و اساطیر ملت ما حضور دارند با آنان پیمان وفا می بندیم امانت عشق را از آنان به ودیعه می گیریم که «هرگز نمیریم» و «دوام راستین» خویش را به نام ملتی که در این صحرای عظیم بشری ریشه، در عمق فرهنگی سرشار از غنی و قداست و جلال دارد و بر پایه «اصالت» خویش در رهگذر تاریخ ایستاده است «بر صحیفه عالم» ثبت کنیم .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ فروردين ۹۳ ، ۱۹:۳۰
رضا طاهری
دهه فجر گرامی باد
من دولت تعیین می کنم، من تو دهن این دولت می زنم، من دولت تعیین می کنم، من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می کنم، (امام خمینی(ره))

دهه فجر تجلی شکفتن آزادی، اوج همبستگی ملت مسلمان ایران برای حاکم شدن مردم سالاری دینی در کشوری مسلمان است. ،دهه پرفروغ فجر انقلاب اسلامی سرآغاز طلوع اسلام، خاستگاه ارزشهای اسلامی، مقطع رهایی ملت مسلمان ایران و غلبه بر سیطره استکبار و وابستگی به شرق و غرب است.

22w

دهه فجر سرچشمه نور و نتیجه استقامت ملتی مسلمان برای دمیدن تاج گل آزادی و شکفتن حقیقت است. دهه فجر یادگار قلب های سرشار از عشق امام خمینی (ره) و دل های لبریز از عشق به پبروزی است. بهمن امتداد باور اندیشه سرخ علوی برای برپایی عدل الهی و آرمان های اسلامی است

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۲ ، ۲۰:۳۰
رضا طاهری
میلاد حضرت محمد (ص )وامام صادق (ع)مبارکباد
روز جمعه هفدهم ربیع الاول، و در سال ۵۷۰ میلادی در مکه معظمه سید الانبیاء، خاتم پیامبران حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم متولد شد.
نام آن حضرت محمد و کنیه اش ابوالقاسم است. نام پدر آن حضرت عبدالله، و نام مادرشان حضرت آمنه بنت وهب است.
حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم را بعد از ولادت به آب چشمه های بهشت غسل دادند و به عطرهای فردوس معطر کردند.
در روز ولادت آن حضرت بت های عالم سقوط کردند و چهارده کنگره از ایوان کسری فرو ریخت. دریاچه ساوه که آن را می پرستیدند خشک و تبدیل به نمکزار شد. در وادی ساوه که سال ها بود کسی آب در آن ندیده بود آب جاری شد.
آتشکده فارس که هزار سال خاموش نشده بود در شب ولادت آن حضرت خاموش شد. علم کاهنان و سحر ساحران باطل گردید و طاق کسری از میان به دو نیم شد که تا امروز نمایان است.

                 ******************************************************************


 همچنین در هفده ربیع الاول سال ۸۳ هجری قمری ولادت با سعادت امام جعفر صادق علیه السلام فرزند برومند رسول گرامی اسلام، ششمین امام شیعیان و رئیس مذهب تشیع در مدینه منوره اتفاق افتاده است.
نام مبارک آن حضرت جعفر و کنیه شریفش ابوعبدالله و لقب آن حضرت صادق است. پدر بزرگوارشان امام محمد باقر (علیه السلام) و مادر گرامی آن حضرت “ام فروه” است، که امام صادق علیه السلام درباره ایشان می فرمایند: مادرم از بانوان پرهیزکار و با ایمان و نیکوکار بود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۹۲ ، ۲۰:۳۰
رضا طاهری